من بلدم ...
من توی این چند هفته که ماه سومم رو تجربه می کنم،بلدم ...
حباب سازم رو روشن کنم ...
که مامانم مجبور میشه واسه خیس نشدن لباسم پیشبندهای گنده ای که دارم رو ببنده!!!

روی مبل بشینم و از تنهایی نشستن ذوق کنم
...

دستم رو بخورم ...

و وقتی مامانم میگه بیا پستونک بخور
، دستم رو با نون اضافه بخورم ...

گل روی جورابم رو برانداز کنم
...

خوشمزه به نظر میآد. می گیرمش ولی تا دهنم نمیآد!!!!

کار های دیگه ای هم بلدم که به دلیل نبودن عکاس سر موقع، عکسش موجود نیست. ![]()
من بلدم وقتی مامانم بهم مولتی ویتامین میده قاشق رو از دستش بگیرم و محکم نگهش دارم تا کسی ازم نگیره. مامانم هم که این کار من رو دیده هی جغجغه دستم میده
ولی قاشقم خوش دست تره!
بلدم عکس کتاب هایی که مامان برام می خونه رو نیگا نیگا کنم و شعر هاش رو خوب گوش بدم.
از همه مهم تر من بلدم آغو، آقه و بوووو رو هم بگم.
در پایان بوگو ماشااله ![]()


من بلدم ...
